

این عنصر کمتر در طبیعت به صورت آزاد یافت می شود و بیشتر به صورت یک ترکیب با ماده ای چون انیدرید متبلور وسولفات خود بینی در منازل یافت می گردد.![]()
طرز تهیه:
برای تهیه این عنصر باید مقداری اکسید اسکناس و نیترات کادیلاک هشت ظرفیتی را در یک ویلا مخلوط کرده و پس از مدتی گاز ناز و سولفور عشوه متصاعد می شود در نتیجه به صورت رسوب در ته ویلا باقی می ماند.البته از زبان چرب و نرم هم می توان به صورت کاتالیزور استفاده کرد.![]()
خواص شیمیایی:
بعضی از انواع این ترکیب بسیار زشت و بد قیافه بوده و میل شدیدی برای ترکیب شدن با نیترات پودر و سولفات ماتیک و اکسید سرمه دارند که پس از ترکیب شدن با این مواد نسبتا قابل تحمل می شوند.
بعضی از انواع این عنصر نیز با خورده شیشیه همراه است و خاصیت شوهر آزاری زیادی دارند.برای خالص کردن این عنصر کافیست که آن رادر یک سیستم سر بسته مثل اتاق قرار داد و با کربنات کتک و استات فحش مخلوط نمود.
خواص فیزیکی:
از جنس بسیار نرم و حساس می باشد و به سرعت تحت تاثیر محیط و احساسات قرار می گیرد.اگر مقداری اسید خشونت و کربنات سوز آور دیگری بنام آیوپاک(هوو) به آن اضافه کنیم فورا ذوب شده و به صورت اشک روان می گردد و اصلا میل ترکیب شدن با عنصر مرد را ندارد.اما به محض استفاده از کاتالیزور لبخند آنچنان با این عنصر ترکیب می شود که جدا شدنی نیست.
تذکر:نوع سخت این عنصر را با حرارت یک پالتو پوست می توان نرم کرد.
(انجمن شیمیدانهای رنج کشیده) ![]()
خداوند دید مرد گرسنه است نان را آفرید دید تشنه است آب را آفرید دید در تاریكی است نور را آفرید دید هیچ مشكل دیگه ای نداره زن را آفرید
![]()
بیشتر مردها 2آرزوی بزرگ دارند، اول داشتن خونه، دوم داشتن ماشین برای فرار از خونه!
![]()
ریشه ی تمام نزاعها سه چیزند : زر ، زن ، زمین
.
زنهای زشت همیشه در عشق صمیمی هستند
سریع ترین دوربین جهان اختراع شد . این دوربین می تونه از خانوم ها در لحظه ای كه دهانشون بسته است عكس بگیره
!![]()
سه چیز را زود به زود عوض كن؛ زن، عشق و پیراهن زیر!
مثل چینی :اگر میخواهی برای یك روز معذب باشی مهمانی كن و اگر می خواهی برای یك سال معذب باشی پرنده نگاهدار و اگر می خواهی مادام العمر معذب باشی زن بگیر
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن
خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند
يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو
خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني
تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم
خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني
...طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ .....!
خب امروز که رفتم کلاس والیبال از اونجایی که مامانم سفارش کرده دیگه اونجا خودمو سیاه و کبود نکنم تصمیم گرفتم بازی نکنم![]()
چون جلسه آخرمون بود و دبیرمون که ایشاا... بره زیر ۱۸ چرخ- از اون هذبلایی ها هستش از اونا که نمی زارن حتی دست بزنی تو عروسی![]()
امروز نیومده بود ما هم ضبط رو کش رفتیم و زدیم رقصیدیم و خلاصه حالو هول کردیم
![]()

الانم دخمل خالم ۵ سالشه اینجایه داره پدرمونو در میاره![]()
الان بهم گفت:::::: میییییییییییییییدونی هستی جوووون من ( خیلی رو میگه حیلی) دوست دارم بعدم مث بچه ننه ها
من گفتم: منم دوست دارم!!!
الانم فضا خیلی عاشقونه هستش( فک میکنه ازش خوشم میاد
)
راستی بچه ها جومونگ هم که اومده میگن میخواد بیاد مشهد پدیده شاندیز من که حتما میرم اینم
با این دوستم رفته بودیم بیرون از کافی شاپ اومدیم بیرون ۲ تا پسره رو دیده به قول خودش Sport & Fashion توام با هم![]()
آبروریزی شد نزدیک بود بگیرم بزنمش تو خیابون هی مث املا برمی گشت بهشون می خندید و هی لبخند می زد داشت توی خیابون داد میزد!!!
بعدم گشت پلیس از کنارمون رد شد ۲ تا سروان توش بودن سبیل در سبیل
منم یه تشری به دوستم زدم تا خودشو جمع کنه
نبودین الان خواهرم با این دختر خالم و خواهر کوچیکم دعواش شد گرفتن همدیگرو زدن و خلاصه قضیه گیس و گیس کشیه الان منم حوصله ندارم برم ببینم چی کار کردن؟؟؟؟؟؟
الان که دارم این آپو براتون می زارم در شهرستان نیشابور هستم الان با خودتون می گین اونجا
چی کار می کنی؟؟؟ داستانش طولانیه بزارین از اول واستون بگم![]()
عصر روز شنبه بود که بابام مجبور شد واسه فوت یکی از اقوام بره اصفهان و از اونجایی که مامان و خواهرام همه با هم رفته بودن تهران و منم از تنهایی می ترسم بابام مجبور شد منو بیاره نیشابور پیش خالم اینا ساعت ۴ که رسیدیم من رفتم خونه خالم وبابامم برگشت مشهد فاصله مشهد - نیشابور هم یک ساعت ونیم بیشتر نیست
من نمی تونم برم تهران چون آسم دارم و هوا هم اونجا خوب نیست
عصر همون روز هم تصمیم گرفتیم با دختر خالم که از شاهرود از دانشگاه برگشته بود بریم خیابون راستشو بخواین این شهر هنوز پیشرفت نکرده فقط ۴ تا پاساژ خوب داره !!!!!![]()
خلاصه رفتیم این دورو ورا روستا های زیادی وجود داره و بعضی از پسرایی که تو خیابو نا ولو بودن خیلی
جووووووووووووووووووووواد بودن و همشون یه لباسای تنگ پوشیده بودن که مثلا بگن تو زیبایی اندام کار می کنن......
البته اینجا نسبت به مشهد هوای خیلی بهتری داره خلاصه بعد از این که همه جا رو گشتیم رفتیم یه کافی شاپ و اونجا هم لمبوندیم.... مردم نیشابور لهجه عجیبی دارن!!!! مثلا واسه این که بگن چی کار شده می گن: چی کر رفته؟؟؟؟
فرداش دختر خالم رفت منم رفتم خونه اون یکی خالم اونا فقط یک بچه دارن خلاصه پسر خالمو هر کاری کردم نذاشت با کامپیوترش کار کنم ای گدای و ............. نمی دنم تو کامپیوترش چی داشت می گفت نباید دست به کامپیوترم بزنی منم ناراحت شدم و تا عصر با هم قهر بودیم ![]()
اگه زورم بهش می رسید حالشو می گرفتم بعضی وقتا دلم می خواد اون کله پوکشو بگیرم و بکوبم![]()
تا عصر یک شنبه تحملش کردم بعد خالم بهش گفت پاشو برو واسه هستی بستنی بگیر اونم شکمو
از خداش بود همون شب هم با هاشون رفتیم به یک فرهنگسرایی به اسم سیمرغ نمایشگاه کتاب بود
راستش دخترا تو نیشابور بنظرم اصلا خفن نیستن خیلیا چادری بودن و دخترا مثل کنه به ماماناشون چسبیده بودن !!!! من پیشنهاد می کنم اگه آقایونی که قصد ازدواج دارن بیان نیشابور چون دخترای اینجا خیلی نجیبن![]()
از فرشاد پرسیدم چقدر اینجا دخترا با حجابن نه؟؟؟ گفت : نه
گفت هر سال دخترای دانشجوی زیادی می یان اینجا و اونا خیلی خفنن حتی بهم گفت 2 ماه پیش یک زنیو سنگسار کردن به دلیل تجاوز 8 مرد به اون و این که اون خانومه شوهرم داشته
از طرفی ایران می خواد انرژی هسته ای رو داشته با بعد اینجور عقب اقتاده عمل کنه؟؟؟؟؟
خلاصه روز بعد شد که روز پدر بود همراه با دایی و زندایی ام که از هند برگشته بودن با خالم اینا رفتیم یه پارک در محلی باسم شهرک
ولی هوای نیشابور واقعن خوبه
اونجا هم پای زنداییم پیچ خورد و من و دایم با هم رفتیم بیمارستان حکیم تا 1 اونجا معطل شدیم بعد رفتیم خونه خالم بیچاره زندایی ام تا دو روز دیگه باید برگردن هند دکترم گفت کشیدگی تاندوم دارین تا 15 روز نباید راه برین!!
سه شنبه رو هم مشغول پرستاری از زن داییم بودم و فقط عصر ها زنگ می زدم به دختر همسایمون
تا ببینم چی کار می کنه؟؟؟؟ الانم که چهار شنبه هستش من به همراه پسر خاله شریفمان
به همراه هزار منت اومدیم بیرون اینجا خیلی گرمه نزدیک یکی از چهار راه های اصلی باسم بعثت داخل یک کافی نت هستم پسر خالم رفته کانون می گه همین وراست کار داره منم اینجا ول کرده نیم ساعته رفته
نکنه رفته دختر بازی؟؟؟؟؟؟![]()
اون موقع با افتخار می گفت: ببین هستی من مدرسه شاهد مالک اشتر میرم که آخر همین بعثته اینم دبیرستان دخترانه فاطمه زهرایه داخل کوچه کناریشم یه دبیرستان دخترون دیگه باسم شکوفایی( آمار همه مدارس دخترونه رو داره) یک چهار راه اون ور تر دبیرستان وکیلی 8 هستش و بعدش پسرانه نظامی و امیر کبیر بعد گفت این سه تا دبیرستان دخترانه وسط چهارتا مدرسه پسرونه هستن تازه من از هر مدرسه ای یک دوست دختر دارم
(شایدم می خواست لج منو در بیاره) بعد گفتم پس چه حالی میکنی!!!!
گفت آره هر روز با یکیشون می یام بیرون- می دونستم دروغ میگه اهل این حرفا نیست![]()
حالا اینارو وله بابام اگه فردا عصر اومدم که می یام و گرنه باید با اتوبوس برگردم
منم از خدامه
الان از هر طرف محاصره شدم یه پسره جلومه 2 تا این ور دو تا اون ور خدایا رحم کن![]()
![]()
یه دختره هم اونور داره می چته خب دیگه خسته شدم اگه نظر ندین من می دونم با شماها حالا حالا ها هم وقت نمی کنم بیام ولی هر جور شده میام همین جا از هنگامه جونم معذرت خواهی می کنم
دعا کنین فردا دیگه عازم بشم
خب خدااااااااااااااااااااااافیس
![]()
![]()
![]()
|
عروسک |